پشتیبانی : 9 الی 22  |  04533730739

0
0

سفرنامه پولاک

سفرنامه و سیاحتنامه
1 آیتم در انبار
تعداد :
+
افزودن به سبد خرید

مشخصات محصول انتخابی شما

مشخصات فنی

  • یاکوب ادوارد پولاک
  • کیکاووس جهانداری
  • 1368
  • دوم
  • وزیری
  • گالینگور روکش دار
  • 536
  • سفید
  • فارسی
  • ایران
  • خیلی تمیز
  • بدون مهر و نوشتار

نظرات کاربران

تا کنون نظری ارسال نشده است.

شما هم می توانید درباره این کالا نظر بدهید

فایل های دانلود

معرفی اجمالی محصول

یاکوب ادوارد پولاک (به آلمانی: Jakob Eduard Polak) (زادهٔ ۱۲ نوامبر ۱۸۱۸ در مورژینا، بوهم - درگذشتهٔ ۸ اکتبر ۱۸۹۱ در وین)، فرزند یک خانوادهٔ بسیار فقیر یهودی بود. او تحصیلات خود را در رشته‌های پزشکی و مردم‌نگاری در دانشگاه‌های وین و پراگ به پایان رساند و در رشتهٔ پزشکی زنان تخصص گرفت. پولاک به دعوت امیرکبیر برای تدریس در دارالفنون همراه با شش استاد دیگرِ اتریشی در سال ۱۲۳۰ ه‍. ش، پیش از گشایش دارالفنون به ایران آمدند. او با تربیت دانش‌آموزان دارالفنون و تألیف اولین کتب پزشکی مدرن، نقشی کلیدی در معرفی پزشکی نوین به ایران ایفا کرد.[۱] دکتر پولاک در سال ۱۲۳۴ ه‍. ق، پس از دکتر کلوله و قبل از استخدام دکتر تولوزان، پزشک مخصوص ناصرالدین شاه بود و پس از ۱۰ سال اقامت در ایران به وطن خود بازگشت.[۲]

پولاک در آغاز به زبان فرانسه تدریس می‌کرد، ولی ضعف ترجمه او را واداشت تا به آموختن زبان فارسی بپردازد. او پس از شش ماه، درس پزشکی خود را به فارسی ارائه کرد.[۳]

پولاک، از پزشکانی است که گزارش کرده با شیوع بیماری وبا "شاه چادر خود را در دره لار واقع در دامنه دماوند" می‌زد تا خود و خانواده‌اش در امان باشند. پولاک همچنین از شیوع بیماری وبا در سال ۱۸۵۳ میلادی در تهران گزارش داده که مردم تهران به خاطر فرار شاه، هراسان شده و دسته‌دسته این شهر را ترک کردند.

 

حاوی یادداشت و خاطرات مولف کتاب از 9سال زندگی در ایران بین سالهای 18510تا 1860م

دکتر پولاک در سال 1272قمری پس ازمرگ کلوکه و قبل از دکتر طولوزان طبیب مخصوص ناصرالدین شاه بود پولاک علا وه بر این کتاب مقالات و رساله های مفید دیگری درباره ایران دارد مطالب سفرنامه شامل موارد زیر می باشد
بخش اول :
تعدادنفوس 
تبار 
صنوف 
خانه ها 
شهر ها 
غذاها و طرز تهیه آنها 
لباس و سلاح
زندگی خانوادگی 
نوکران و غلامان 
تربیت 
دین و قانون
بخش دوم : 
حکومت و دربار 
امنیت عمومی دامداری و کشاورزی صنعت و تجارت ....

پولاک در مقام پزشک مخصوص ناصرالدین شاه قاجار از اعتیار و نفوذ زیادی برخوردار بود.او پس از بازگشت به اتریش نقش اصلی در انتقال علوم بین وین و تهران ایفا می کرد.در عین حال،او فعالیت های ثمر بخشی در زمینه تحکیم روابط سیاسی واقتصادی آلمان و ایران انجام داد.سفرنامه او یعنی «ایران و ایرانیان»که با درونمایه تبیین تاریخ مفصل فرهنگ و هنر ایران نوشته شده سهم به سزایی در شناخت آلمانی ها نسبت به ایران داشته است.

برخی از پولاک به عنوان کارشناس تاریخ ایران نیز یاد می کنند که تعبیر بسیار درستی است.کتابی که او درقالب سفرنامه به رشته تحریر درآورد باعث شد تا نام او به عنوان مستشرقی مسلط بیش از پیش نزد دو کشور آلمان و ایران شناخته شود.با این حال،هنوز بخشی ازنامه ها،پژوهش ها و گزارشات پزشکی او نزد عامه مردم خاصه آنهایی که او را به درستی می شناسند و با خدمات او آشنایی دارند ناشناخته مانده است.

...ایرانی روی هم رفته طماع است. دلش می خواهد پول فراوان به چنگ آورد، بدون این که پروا کند که این از چه محلی به دست می آید. به همان آسانی هم که پول را به دست آورده باز آن را به باد می دهد تا دستگاه پرتجملی درچیند. در بعضی موارد سخت خسیس می شود، و در کار عشق و عاشقی اندازه نگه نمی دارد. سخت به خانواده، به تیره و طایفه خود می چسبد و هیچ بخت و شوربختی، هیچ فراز و هیچ نشیبی وی را از بستگی به خانواده جدا نمی کند. افشا کردن اسرار خانواده، اصلا هیچ موردی ندارد و مورد تحقیر همگان است حتی اگر این پرده دری به خاطر و نفع همگان انجام گرفته باشد.

ایرانی با وجود این که هر جمله ای را موکد ادا می کند به راستگویی چندان پایبند نیست و از هنگامی که سعدی گفت «دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز» هر دروغ و دغلی را مصلحت آمیز قلمداد می کند.
ایرانی در خوراک اعتدال و قناعت را رعایت می کند و در هر مقامی باشد باز مقداری نان، پنیر و سبزی صحرایی او را راضی و خشنود می کند... به آسایش و آرامش دلبسته است اما در اوضاع و احوال خاصی سخت کوش و خستگی ناپذیر می شود و می تواند گرما و سرما، گرسنگی و تشنگی را تحمل کند. بخت و شوربختی را با خونسردی کامل می پذیرد و بر خود هموار می کند.»
«درباره زکات، قوانین مذهبی، تکلیف را دقیقا تعیین کرده و معیار حداقل را مقرر داشته است، هر چند که یک مرد عادی به دلیل عدم توانایی، این معیار را رعایت نمی کند، ولی باز وی صدقه بسیار به فقرا می دهد و از نگهداری و رسیدگی به حیوانات نیز دریغ ندارد. وی در این کار از ریاکاری بری است و فقط از ندای قلب خویش تبعیت می کند و از این جهت بر اروپاییان برتری دارد.
همچنین نذر کردن یا نذر بستن که وی در روزها و لحظات سخت زندگی بدان متوسل می شود و همواره آن را ادا می کند قابل ذکر است. زکات و صدقات هنگامی به درگاه خداوند پذیرفته است که از پول حلال داده شود 

بر اثر دست و دل بازی ای که مردم در صدقه دادن دارند، تعداد متکدیان نیز بسیار است. بخصوص به نابینایان بسیار کمک می کنند تا به جایی که بعضی از آنها از محل مال گدایی چند زن نگاه می دارند و برخی دیگر مبالغی را که کم هم نیست ناگزیر در جایی زیر خاک دفن می کنند. بین نابینایان [متکدی] یک حس تعاون حکمفرماست؛ اغلب در دسته های چهار نفری گدایی می کنند و سر عابرین بانگ برمی دارند که «یک شاهی به چهار کور بدهید» و در فاصله گدایی نیز به انواع و اقسام شوخیها و لودگیها مشغولند... این گداها از سر فرنگیها نیز دست بردار نیستند و بدین صورت (مدح) آنها را می گویند که ظاهرا فرنگیها از ایرانیها رحیم تر هستند، درصورتی که عکس این مطلب صادق است

اشتغال زنان بر حسب مقام اجتماعی آنان و سکونتشان در شهر و روستا فرق می کند. در طبقات فقیر کلیه کارهای منزل را انجام می دهند، بقیه اوقات را به پشم ریسی می پردازند. آنها دوک را زیر بغل نگاه می‌دارند و با رشته های پشم که رشته اند جوراب، فرش، و جل اسب می بافند. زنان اعیان تقریبا تمام اوقات خود را به حمام رفتن، قلیان کشیدن، دید و بازدید، خوردن شیرینیهای مختلف و میوه های چربی دار از قبیل گردو و پسته و بادام، نوشیدن چای و قهوه می گذرانند. به ندرت ممکن است به خواندن کتاب یا نوشتن رقعه ای مشغول شوند.

زن ایرانی در خروج از منزل آزادی بسیار دارد. زنان طبقه متوسط یا حتی زنان محترم به صورت ناشناس به تنهایی به بازار و پیش طبیب می روند و غیره؛ زنان بسیار ثروتمند با اسب و در معیت خدمه متعدد به دید و بازدید می روند؛ پشت سر آنها گیس سفیدشان سوار بر اسب است و خواجه یا یکی دیگر از نوکران عنان اسب را به دست دارد. رفتن به زیارت امامزاده ها یکی از سرگرمیهای مورد علاقه زنان است و البته خیلی می شود که سوای زیارت به انجام دادن کارهای عادی و دنیوی هم می پردازند.» گزارش پولاک حاوی نکات ریز و درشت بسیار از زندگی، خلقیات، سیاست و مذهب در زمان ناصری است. او به اختیار و بنا به علاقه فراوانی که به شرق شناسی داشت راهی ایران شد. در توصیف شاگردان ایرانی اش شرح می دهد که این شاگردان بسیار باهوشند و مطلبی که در اروپا طی 9 ماه تدریس می شود را 3 ماهه می آموزند، اما عجیب و تاسف بار این است که گمان می کنند همین آشنایی اولیه برایشان کافی است و اکثرا مطبی تاسیس می کنند و به مداوا می پردازند. اگرچه در بخشهایی از گزارش که به نکوهش صفات منفی ایرانیان می پردازد ممکن است موجب رنجش خواننده شود، اما از نوشته ها پیداست که وی بی غرض و در پی گزارش بر مبنای واقع بوده. از این نظر سفرنامه وی در زمره معدود گزارش های جامع و دقیق در مورد احوال ایران و ایرانی است. اگر در این مطالب دقت کنید بسیاری از این خلقیات ناپسند با گذشت سالها همچنان در بین ایرانیان به وفور یافت می شود.

 

نمایش بیشتر
نمایش کمتر

پرداخت مستقیم

پرداخت آنی